شرح دل....

پرسه زنون توی رواق غصه به جای خونه

غمه که این روزا تنه خستمومیکشونه

این روزا دوزخ منه من که بریدم از تو

بریدمو پشت سرش هی میخورم چوبشو

چندسالیه توسینه داغ انتظارودارم

چندساله که اسم توروهی به زبون میارم

ضامن هشتمین بی رقیبم

ستاره ی مشرقی غریبم

سوی کبوتری که شدفراموش

میشه که واکنی دوباره آغوش

چندساله کارمن شده شمردن لحظه ها

این نفسای خسته که دارن میفتن ازپا

بذار بیان که خسته از گذشته ی تباهن

بذاربیان که خسته از یه لحظه اشتباهن

ضامن هشتمین بی رقیبم

ستاره ی مشرقی غریبم

سوی کبوتری که شدفراموش

میشه که واکنی دوباره آغوش

.

.

یاضامن اهو ......

 



بسم رب الرضا...

ضامن آهو

کاش من یک بچه آهو می شدم
می دویدم روز و شب در دشتها
توی کوه و دشت و صحرا روز و شب
می دویدم تا که می دیدم تو را 

کاش روزی می نشستی پیش من 
می کشیدی دست خود را بر سرم
شاد می کردی مرا با خنده ات
دوست بودی با من و با خواهرم

چونکه روزی مادر م می گفت تو 
دوست با یک بچه آهو بوده ای
خوش به حال بچه آهویی که تو 
توی صحرا ضامن او بوده ای

پس بیا من بچه آهو می شوم 
بچه آهویی که تنها مانده است
بچه آهویی که تنها و غریب
در میان دشت و صحرا مانده است

روز و شب در انتظارم پس بیا
دوست شو با من مرا هم ناز کن
بند غم را از دو پای کوچکم
با دو دست مهربانت باز کن 

شاعر:ناشناس


پ.ن:

مثل همیشه جاموندم...ازاومدن پیش تو...

جاموندن شده کارهمیشگی ما...جاموندن از کربلا...کربلای ایران....ازمشهدامام رضا...

همه دارن دونه دونه میرن مشهد...یاعید رفتن یا بعد عید دارن میرن.....اما من....نمیدونم بی لیاقتی تاچه حد...

فقط یه چیزه که آرومم میکنه ...اونم تربت امام رضاست که یکی ازدوستام تازه ازمشهد اومده بود ازآستان قدس هدیه گرفته بود...هدیه داد به من...فقط همین تربته که یه ذره دوری آقارو برام آسونتر میکنه....

والا مگه میشه ....

یا غریب الغربا....

آقا خودت خوب میدونی تودلم چی  داره میگذره....

خودت کمکم کن...

من ضعیف ترازاین حرفام.....

یاعلی

التماس دعا