"بسم رب الشهداوالصدیقین"
هر وقت خواستم از شهيد و شهادت بگم دلم تندتر تپيد، صدام لرزيد و خيلي ها به اين لرزش نيش خند زدن، اما
خب؛ بودن كسايي هم كه با من هم نوا شدن. بار دوم كه خواستم بگم اونايي كه باهام همراه بودن خميازه اي
كشيدن و گفتن يه كاري داشتيم ديرمون شده، ولي خب؛ باز هم يكي دو نفري بودن كه با من هم ناله بشن. بار
سوم كه خواستم بگم؛ اون يكي دو نفر گفتن واي چقدر دير كرديم يه دقيقه وايستا الان بر مي گرديم. بار چهارم
كه خواستم بگم ديگه كسي كنارم نبود تنهاي تنها بودم اما باز هم گفتم، براي خودم از غربت سنگرهاي خالي گفتم، از ايثار و جنون گفتم، از همت، باكري، زين الدين، چمران و....
بار پنجم كه خواستم بگم گوشهام گفت بسه، ديگه از شنيدن خسته شدم. ديگه نمي خوام بشنوم...
من موندم و دلم؛ مهر سكوت رو دلم زدم و با آتش دلم سوختم و ساختم. گفتم بذار اگه سوزشي هست كسي نبينه،اگه شكستني هست، كسي صداش رو نشنوه ...
نمي دونم چي شد كه باز هم نوشتم، من كه نه بلدم متن ادبي بنويسم نه متن كلاسيك، اصلا نويسندگي بلد نيستم.
نمي دونم چي شد كه دوباره قلم بدست گرفتم، چندين و چند بار عهد كرده بودم كه ديگه حرف دلم رو به كسي نگم آخه خريداري نداره....
اي شهيدان!
ما بعد از شما هيچ نكرديم!!!
لباس هاي خاكي تان را در ميدان هاي مين و لا به لاي سيم خاردارها رها كرديم. عهدمان را شكستيم و دعاي عهد را فراموش كرديم.
زمان ندبه و سمات را گم كرديم.
شربت هاي صلواتي را با نسيان بر زمين ريختيم و به عطش خنديديم.....

روی سنگ مزار شهید گمنام را خوانده اید؟
نخوانده اید؟
البته چیزی هم رویش ننوشته، شاید فقط محل شهادت یا اسم عملیات. ...
یعنی کمترین اطلاعاتی که از یک انسان می تواند در حافظه تاریخ بماند. پس کو تاریخ و محل تولد؟ کجاست نام پدر و مادر؟
ولی مهمترین چیزی که از او نمی دانیم نامش است.
" نامی که اکنون گمنام شده "
نامی که روز تولدش پدر و مادرش با چه پرواز خیالی بر او نهادند.
اما مگر چند تن از ما وقتی با نام و نشان کامل دفن می شویم در حافظه تاریخ می مانیم. خانه آخرش آنکه نزدیکانمان کمی چهره و خاطراتمان را آن هم برای مدتی اندک به یاد نگاه می دارند. اما شهید، اگر حتی در ذهن من و شما و تاریخ نماند و اگر ندانیم نامش چه بوده، موهبت و لطفی بزرگ نصیبش گشته، او بعد از مرگش، بعد از آنکه بر جسدش سنگ نهاده اند، زنده است و نزد پروردگارش روزی می خورد. من و شما هم از روزی پروردگارمان می خوریم اما در زمین خاکی و نزد... نمی دانم، نمی نالم، شهید از جانش، از نامش گذشت و بر چنین سفره ای نشست و من و تو ..........
حال تو خود بگو کدامینمان گمنامیم
من و تو یا آنکه تنها اسمش گمنام است؟؟؟؟

پی نوشت:
التماس دعا داریم ازهمه ی دوستان....