مزارشهدا
رفته بودم سفری سمت دیار شهدا 
که طوافی بکنم گرد مزار شهدا
به امیدی که دل خسته هوایی بخورد
متبرک شود از گرد و غبار شهدا
هر چه زد خنجر احساس به سرچشمه چشم
شرمگینم که نشد اشک نثار شهدا
خشکی چشم عطش خورده از آنجاست که من
آبیاری نشدم فصل بهار شهدا
چون نشد شمع که سوزد دل سنگم شب عشق
کاش می شد که شود سنگ مزار شهدا
آخرین خط وصایای دل من اینست
![]()
که به خاکم بسپارید کنار شهدا ![]()
+ نوشته شده در جمعه بیستم اردیبهشت ۱۳۸۷ ساعت ۶:۴۲ ب.ظ توسط یه رهگذر
|
بسم رب الشهداء والصدیقین. این وبلاگ را ما به نیت شهدا و امام شهدا درست کردم .پس فاتحه یادتون نره و مرا از دعای خیرتون فراموش نکنید. یا علی